نوع مقاله : ویژه نامه جنگ رمضان و مقاومت
راهبردهای تربیتی قرآن در تقویت ارتقاء و تاب آوری در بحران
چکیده تفصیلی
جوامع اسلامی امروز با بحرانهای چندوجهی از تحریمهای اقتصادی و فشارهای سیاسی تا جنگهای شناختی و تهاجم فرهنگی مواجه هستند. بر اساس اصل عزت و کرامت برگرفته از آموزههای قرآنی، سازش و تسلیم در برابر بحرانهایی که عزت مؤمنان را تهدید میکند، بیمعناست و پایداری و مقاومت تنها راهبرد قرآنی برای تضمین عزت و کرامت انسان مسلمان مؤمن به شمار میرود. در این میان، «روحیه مقاومت» بهمثابه مجموعهای از آمادگیهای درونی، قدرت ایستادگی در بحرانها و موقعیتهای دشوار را ایجاد میکند. این ضرورت، مراجعه به منابع اصیل دینی بهویژه قرآن کریم را دوچندان میسازد؛ کتابی که راهبردهای تربیتی عمیقی را برای استوارسازی انسانها و جوامع در برابر بحرانها ترسیم نموده است.
پژوهش حاضر با رویکرد توصیفی‑تحلیلی و با هدف پاسخ به این پرسش که «قرآن چه راهبردهای تربیتی برای ساختن جامعهای مقاوم در برابر بحرانها ارائه میکند؟» به شناسایی، این راهبردها پرداخته است. یافتههای تحقیق نشان میدهد که قرآن کریم در سه محور شناختی رفتاری و انگیزشی راهبرد دارد.
در محور شناختی، قرآن با اصلاح دو باور بنیادین به مقابله با ریشههای ترس میرود: الف. تغییر نگاه نسبت به مرگ؛ از آنجا که اضطراب مرگ یکی از مهمترین مؤلفههای تضعیف تابآوری روانی است، قرآن مرگ را نه فنا و نیستی، بلکه جابهجایی از جهانی به جهان دیگر معرفی میکند. بدینسان تمنا و اشتیاق به مرگ، جایگزین دنیادوستی و مرگهراسی میشود (بقره: ۹۴). ب.تغییر نگاه نسبت به قدرت دشمن؛ قرآن با ارائه تصویری واقعبینانه به مخاطب میآموزد که قدرت دشمن اغلب ظاهری، فریبنده و موقت است (حشر: ۲). در محور معنوی، قرآن عبادت را بهمثابه «سوخت موتور مقاومت» معرفی میکند. (رعد: ۲۸ و بقره: ۱۵۳)، انسان محدود به قدرت نامحدود الهی متصل میشود و بحرانها در نظر او کوچک میگردد. این راهبرد از سطح فردی به سطح اجتماعی نیز سرایت میکند؛ نماز جماعت، دعا و ایجاد فضای امن، اثرات مخرب اضطرابهای اجتماعی را خنثی مینماید.
قرآن با معرفی الگوهای موفق در دو ساحت شخصی مانند حضرت آسیه در آیه ۱۱ سوره تحریم و ساحت جمعی مانند اصحاب کهف در آیه ۱۴ سوره کهف، مقاومت را ملموس میسازد. نکته قابل توجه آن است که از منظر قرآنی، الگو لزوماً نباید پیامبر یا امام معصوم باشد؛ حضرت آسیه که نه معصوم بود و نه سابقه توحیدی داشت، بهعنوان الگویی درخشان از ایستادگی فردی معرفی میشود. قرآن با درک این آسیبپذیری که جوامع گرفتار اختلاف، سست شده و راه برای تسلط بیگانگان باز میشود، با دستور صریح «وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِیعًا وَلَا تَفَرَّقُوا» (آلعمران: ۱۰۳) راهبرد پیشگیرانه خود را ارائه میدهد. بر این اساس، تحقق «صبر جمعی» بهمعنای مقاومت اعضای جامعه در برابر تندمزاجیهای یکدیگر، جبهه اصلی را در برابر دشمن مستحکم میسازد. همچنین قرآن با راهبرد «بشارت»، طلیعه امید را در دل بحرانها میگشاید. از آنجا که یأس دشمن مقاومت است و ریشه ناامیدی غفلت از خداوند معرفی شده (یوسف: ۸۷)، قرآن با بشارت پیروزی نهایی حق بر باطل و ترسیم قانون پاداش الهی، انگیزه مقاومت را مضاعف میکند. آیه ۱۵۵ سوره بقره که پس از برشمردن انواع آزمونها میفرماید «وَبَشِّرِ الصَّابِرِینَ»، به روشنی نشان میدهد که پایداری در برابر بحرانها نه یک ضرورت تحمیلی، بلکه مسیری همراه با بشارت و پاداش عظیم است. نتیجه آنکه قرآن کریم مقاومت را نه یک موهبت اولیه، بلکه فرآیندی تربیتی و قابل آموزش معرفی میکند. این مقاله نشان داد که مجموعه در تعامل با یکدیگر، شبکهای منسجم را شکل میدهند که جامعه را از آسیبپذیری در برابر بحرانها به تابآوری پایدار رهنمون میسازد. در صورت اهتمام به این راهبردها در برنامههای تربیتی روزمره، فرد و جامعه به تدریج به سوی کسب و حفظ روحیه مقاومتی پایدار هدایت خواهند شد.
مقدمه
جوامع اسلامی امروز در محاصرهی بحرانهای چندوجهی از تحریمهای اقتصادی و فشارهای سیاسی تا جنگهای شناختی و تهاجم فرهنگی هستند. براساس اصل عزت و کرامت برگرفته از آموزههای قرآنی سازش و تسلیم شدن در برابر بحرانهایی که عزت مومنان را تهدید میکنند، بیمعناست؛ پایداری و مقاومت تنها راهبرد قرآنی تضمین عزت و کرامت انسان مسلمانِ مومن است.
جنگ سخت (نظامی) تنها یکی از راههای مقاومت در برابر ذلت خواهد بود. در ادبیات سیاسی تلاش و پایداری در برابر سلطه دشمنان، حضور فعال همه افراد جامعه و تابآروی همگانی در برابر هجوم دشمن در دو عرصه نبرد سخت و نرم است. بصیرت، معرفتافزایی، استقامت و تابآروی همگانی
روحیه مقاومت مجموعهای از آمادگیهای درونی است که قدرت ایستادگی را در بحرانها و موقعیتهای دشوار ایجاد میکند. این ویژگی حساس و شرایط موجود، ضرورت مراجعه به منابع اصیل و غنی دینی بهویژه قرآنکریم را دوچندان میکند؛ مرجعی که استراتژیهای تربیتی عمیقی را به بشریت ارائه کرده است. منظومهی تربیتی قرآنکریم، راهبردهایی را ترسیم میکند که انسانها و جوامع را در برابر بحرانها استوار نگه میدارد.
پیشینه پژوهشی در زمینه تربیت قرآنی و مقاومت، گویای توجه گسترده محققان به این حوزه است؛ از جمله راهبردهای تربیتی قرآن کریم ناظر به موقعیت مقاومت (راضیه سادات سیدخراسانی، محمدرضا زیبایی نژاد، فصلنامه پژوهش در آموزش معارف و تربیت اسلامی) در این مقاله که از روش تحلیل مضمون، با محوریت قرآن، راهبردهای ناظر به تربیت در موقعیت مقاومت را استخراج کرده است که شامل پنج مضمون فراگیر شامل: تهییج افراد(تبلیغات)، پیشگیری، مقاومسازی، راهبرد دفاع و حمله میباشد.
در مقاله مبانی تربیتی مقاومت در قرآن کریم و جستاری در مصادیق آن(طاهره ماهروزاده) نویسنده تلاش کرده با روش توصیفی و تحلیلی و بهرهگیری از آیات الهی، مبانی تربیتی مقاومت، ازجمله: حقیقتجویی، فضیلتجویی، میل به جاودانگی و گرایش به کمالجویی، و مصادیق قرآنی مقاومت را بررسی نماید.
همچنین در مقاله ادبیات مقاومت از منظر قرآن و روایات (سیدحسین فرمی باف، کمال خواجه پور، ابوالقاسم عاصی) که با تکیه برآموزه های دینی و کلام بزرگان دینی تدوین شده است, پس از نگاهی کوتاه به ریشه های قرآنی مقاومت به ضرورت, ثمرات و دستاوردها, مصداق ها و نتایج پایداری پرداخته شده است.
در این نوشته تلاش بر این است راهبردهای تربیتی را که شامل شیوهها و روشهایی قرآن کریم برای شکلدهی رفتار سالم است در قالبی ارائه کند که در شرایط بحرانی قابل اجرا باشند.
در این بخش به بررسی راهبردهای پرداخته میشود که هدف آنها تجهیز ساختار درونی مؤمن برای تاب آوری است. این راهبردها شامل دو محور «شناختی» و «رفتاری» میباشد.
1.1.راهبرد شناختی (اصلاح باورها نسبت به مرگ و قدرت دشمن): زندگی سرشار از سختیها است و آماده نبودن درمقابل آنها ، مانند شوک روحیه را میشکند. برای دستیابی به روحیه مقاومت، باید ریشه بینشهای اشتباه، پیش از آنکه به میدان عمل برسد، زده شود. انسان اگر بداند که وجود سختیها بیمعنا نیست، دچار رهاشدگی و تسلیم نمیشود. «ترس» بزرگترین چیزی است که انسان را از مقاومت در بحرانها باز میدارد؛ ترس نسبت به مرگ و دشمن. قرآن کریم با ارائه دیدگاههای خاص، ترسهای کاذب را از دل مخاطب میزداید و انگیزههای ابدی را جایگزین آن میکند.
الف.تغییر نگاه نسبت به مرگ: اضطراب مرگ، یک اضطراب واقعی و از مهمترین مؤلفههای سلامت روانی افراد است. ( موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی(ره)، 1389، ج۹، ص۴) ریشه این اضطراب نگرشی است که مرگ را فنا و نیستی میداند؛ دیدگاهی که تابآوری روانی فرد را در مواجهه با بحرانها به شدت کاهش میدهد.
درحالی که از نظر اسلام مرگ، نیستی و نابودی نیست، بلکه جابجایی از جهانی به جهان دیگر است. مرگ، گسستن رابطه روح و جسم است؛ هنگام مرگ، فرشتگان الهی، روح انسان را دریافت میکنند (اعراف، 37) و پس از مرگ حیات ادامه مییابد و مرگ دروازهی ابدیت است. ( دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، 1360، ج89، ص 32) با پذیرش این باور، مرگ هرگز به معنای فنا و نابودی نیست، بلکه انسان پس از زندگی کوتاه در زمین رهسپار حیاتی جاودان و زندگی ابدی در آن جهان خواهد شد.
در منطق قرآن تمنا و اشتیاق به مرگ ، جایگزین دنیادوستی، مرگ هراسی و مرگ گریزی میشود( بقره: 92) قرآن در توصیف مومنان راستین میفرماید: « فَتَمَنَّوُا الْمَوْتَ إِنْ کُنْتُمْ صَادِقِینَ »(بقره: 94) اگر براستی خود را محبوب خدا میدانید؛ تمنای مرگ کنید. تأثیر مستقیم این نگرش بر ساختار روانی، زیربنای مقاومت است؛ انسانی که از مرگ نمیهراسد، در برابر هیچ بحرانی آسیبپذیر نخواهد بود و به جای گریز، ایستادگی و مقاومت را انتخاب .
ب. تغییر نگاه نسبت به قدرت دشمن: قرآنکریم با ارائه تصویری واقعبینانه به مخاطب خود میآموزد که قدرت دشمن، اغلب ظاهری، فریبنده و موقت است. این حقیقت، در آیه ۲ سوره مبارکه حشر بهروشنی بیان شده است: «...ظَنُّوا أَنَّهُمْ مانِعَتُهُمْ حُصُونُهُمْ مِنَ اللَّهِ فَأَتاهُمُ اللَّهُ مِنْ حَیْثُ لَمْ یَحْتَسِبُوا وَ قَذَفَ فِی قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ».
علامه طباطبایی در تفسیر المیزان مینویسند: «پیش خود فکر میکردند که قلعههای محکمشان نمیگذارد خدا آسیبشان برساند و مادامی که در آن قلعهها متحصن هستند، مسلمانان بر آنان غلبه نمییابند؛ اما خداوند از جایی که گمان نمیکردند به سراغشان آمد و در دلهایشان ترس و وحشت افکند.» (طباطبایی، 1374، ج ۱۹، ص ۳۵۰). این واقعه قرآنی نشان میدهد که حتی مستحکمترین مواضع و ادوات نظامی دشمن قادر به حفظ دشمن از عواقب اعمالش نیست. درک ژرفای این پیام قرآنی که قدرت واقعی از آنِ خداست و بر هر نیروی ظاهری برتری دارد، موجب ارتقا روحیه مقاومت میشود.
2.1. راهبرد عبادی ( بهرهگیری از عبادت برای تجدید قوای روانی): بحرانها غالباً ماهیت مخربی دارند و با ایجاد اضطراب وجودی، زمینهی فرسایش روانی را فراهم میکنند. در این میان معنویت به عنوان سوخت موتور مقاومت عمل میکند. مقاومت بدون پشتوانه معنوی، پدیدهای شکننده است؛ چراکه فرد با اتکای صرف به تواناییهای خود، در مواجهه با بحرانها، بیدفاع میماند.
قرآن با تأکید برآموزههایی نظیر «أَلَا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ» (رعد: ۲۸) ،«یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اسْتَعِینُوا بِالصَّبرِ وَالصَّلَاةِ» (بقره:۱۵۳) به مسلمانان دستور داده تا در برابر حوادث سخت زندگى، از صبر و نماز یارى بجویند.
انسانِ محدود، در میان مشکلات متعدّد و حوادث ناگوار اگر متصل به قدرت نامحدود الهى نباشد، متلاشى مىشود و انسانِ مرتبط با خداوند، در حوادث و سختىها، خود را نمىبازد و براى او حوادث، بزرگ نمىنماید. هرچه پرواز معنوى انسان بیشتر باشد، دنیا و مشکلات آن و حتّى خوشىهاى آن کوچکتر مىشود(قرائتی، ۱۳۸۳، ج ۱، ص ۲۳۶)؛ براین اساس ترس از مرکزیت خارج میشود و تجدید قوای روانی در بحران حاصل میشود.
این راهبرد از سطح فردی به سطح اجتماعی نیز سرایت میکند؛ اعمالی نظیر نماز جماعت، دعا و ایجاد فضای امن، اثرات مخرب اضطرابهای اجتماعی را خنثی میکند. در چنین شرایطی جامعه توانایی لازم را در رویارویی با بحرانی کسب میکند و با اعتماد به خدا به مقاومت برمیخیزد.
3.1.راهبرد الگوپذیری (الگوپذیری از قهرمانان در بحرانها ): داستان انبیاء (حضرت ابراهیم، موسی، نوح و...) که به عنوان اسوه در قرآن بیان شده، یکی از شیوههای کلیدی قرآن در تربیت مومنان است. معرفی الگوهای موفق، مقاومت و ایستادگی را ملموس میسازد؛ مشاهده مقاومت دیگران در شرایط بحرانی، به انسان خودباوری میدهد. در این راهبرد قرآنی، الگوها در آیات مختلف، گاه به صورت شخصیتهای برجسته و گاه به صورت گروهها و جوامع خاص معرفی شدهاند: بر این اساس، میتوان تجلی این الگوهای مقاومتی را در دو ساحت بررسی کرد.
الف. الگوهای مقاومت در ساحت شخصی: مقاومت، مفهومی چندوجهی است که در سطوح مختلف بروز مییابد؛ از پایداری در میدان نبرد با دشمن ظاهری، تا استقامت در جهاد اکبر و مبارزه با نفس. در کلام رهبر شهید ذکر شده: « مقاومت، به پایدارى در میدان جنگ با دشمن است و یکجا به استقامت در صحنهى مبارزه با نفس. یکجا به بىاعتنائى به وسوسهى فقر و پریشانى...» (خامنهای، 1318، ج1، ص46) خداوند متعال در آیه ۱۱ سوره تحریم، حضرت آسیه را به عنوان الگویی برجسته مقاومت فردی معرفی مینماید. آنجاکه میفرماید: « وَضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِلَّذِینَ آمَنُوا امْرَأَتَ فِرْعَوْنَ إِذْ قَالَتْ رَبِّ ابْنِ لِی عِنْدَکَ بَیْتًا فِی الْجَنَّةِ وَنَجِّنِی مِنْ فِرْعَوْنَ وَعَمَلِهِ...؛(تحریم: 11)و هنگامیکه گفت: پروردگارا! ... و مرا از فرعون وکردارش رهایی بخش.»
لازم نیست الگو، پیامبر یا امام معصوم باشد و لازم نیست سابقه توحیدى داشته باشد. زن فرعون، نه معصوم بود و نه موحّد، بلکه با دیدن معجزه موسى ایمان آورد. در معرّفى الگو و تجلیل از شخصیتها، تفاوتی میان زن و مرد نیست. ( قرائتی، ۱۳۸۳، ج۱۰، ص ۱۳۸) از این رو حضرت آسیه نمونهای درخشان از ایستادگی در بحران است.
ب. الگوهای مقاومت در ساحت جمعی: در سطح اجتماعی، در آیه 14 سوره کهف«َرَبَطْنَا عَلَى قُلُوبِهِمْ إِذْ قَامُوا ...و دل هایشان را محکم و استوار ساختیم...» آیات شریفه عزم راسخ و یقین ثابت ایشان را در ایمان و تحمل شدائد، و قوت قلب آنان را به عالمیان معرفى نماید.(حسینی شاه، ۱۳۶۳، ج۸، ص۲۳)
قرآن کریم با هدف تحول اجتماعی، ابتدا از طریق معرفی الگوهای فردی، بنیانهای مقاومت شخصی را در وجود مؤمنان نهادینه میسازد؛ تا در نهایت، این تکتکِ افراد در پیوند با یکدیگر، پیکرهای منسجم از مقاومت جمعی را تشکیل دهند.
4.1. راهبرد حفظ وحدت اجتماعی: جوامعی که گرفتار اختلاف بینشها، ارزشها و اهداف میشوند در مرحلة عمل به ستیزه و تنازع روی میآورند، دچار کشمکش اجتماعی میگردند. اعضای چنین جامعهای نسبت به وظایفی که جامعه به دوش آنها گذارده و نقشی که از ایشان انتظار دارد، سُست میشوند. در چنین وضعیتی راه برای متلاشی شدن جامعه از درون یا تسلط بیگانگان از برون باز میشود. (رجبی، 1390، صص 105 ـ 126)
قرآنکریم با درک این آسیبپذیری از طریق دستور به وحدت و پرهیز از تفرقه در آیات «وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِیعًا وَلَا تَفَرَّقُوا؛ ...و همگی به ریسمان خدا چنگ زنید و تفرقه نیندازید»( آلعمران: ۱۰۳) راهبرد پیشگیرانه خود را به جامعه ارائه میدهد؛ چون دشمن همیشه به دنبال تفرقه و تفکیک جامعه است.
براساس این آموزهها، راهبرد اصلی در شرایط بحرانی، تحقق صبرِجمعی است؛ بدینمعنا که مومنان باید در برابر تندمزاجیها یکدیگر هم مقاومت کنند تا جبهه اصلی در برابر دشمن سست نشود. ایجاد بسترهای همبستگی هدفمند میتواند این همبستگی را در ابعاد کلان مستحکم و جامعه را به یک پیکره واحد تبدیل کند که هیچ رخنهای برای نفوذ دشمن در آن باقی نماند.
5.1. راهبرد انگیزشی بشارت؛طلیعه امید در دل بحرانها
تداوم و پایداری در شرایط بحرانی، به یک محرک قوی نیازمند است؛ راهبرد انگیزشی به عنوان عامل نهایی برای حفظ روحیه مقاومت در کل جامعه مورد بررسی قرار میگیرد.
یأس، دشمن مقاومت است. این احساس، افراد را از ادامه مسیر باز میدارد؛ چراکه در چنین شرایطی توانایی خود را برای عبور از مشکلات ناچیز میبینند. قرآن ناامیدی را مذموم و ریشه ناامیدى را غفلت از خدا دانسته و آن را از ویژگىهاى کافران تلقى میکند. قرآن در نقل ماجراى حضرت یوسف، فرمایش حضرت یعقوب را براى یافتن یوسف چنین نقل میکند: «... لاَ یَیْأَسُ مِن رَّوْحِ اللّهِ إِلاَّ الْقَوْمُ الْکَافِرُونَ» (یوسف: 87)؛ ...از رحمت خدا نومید مباشید؛ زیرا جز گروه کافران کسى از رحمت خدا نومید نمیشود. ( ساجدى، 1392، صص 37ـ50)
برای جلوگیری از تزلزل ارزشها و اصالتها که در اندیشه نسل امروز پیدا شده و جلوگیری از پوچ پنداری نسبت به زندگی و سرگردانی ناشی از آنکه در نسل امروز پیدا شده است(مطهری، ۱۳۹۱، ج 1، ص474)، قرآن با بشارت پیروزی نهایی حق بر باطل، به مقابله با این اندیشههای مخرب میپردازد. این بشارت در آیات مربوط به رحمتالهی و پاداش عملصالح و ... متجلی است؛ از جمله در آیه شریفه:« وَلَنَبلُوَنَّکُم بِشَیء مِّنَ ٱلخَوفِ وَٱلجُوعِ وَنَقص مِّنَ ٱلأَموَالِ وَٱلأَنفُسِ وَٱلثَّمَرَاتِ وَبَشِّرِ ٱلصَّابِرِینَ(بقره:155) و بىتردید شما را به چیزى اندک از ترس و گرسنگى و کاهش بخشى از اموال و کسان و محصولات آزمایش مىکنیم و صبرکنندگان را بشارت ده » آیه به عنوان یک امر قطعى مىفرماید:«به طور مسلم ما همه شما را... آزمایش مىکنیم» و از آنجا که پیروزى در این امتحانات جز در سایه مقاومت و پایدارى ممکن نیست در پایان آیه مىفرماید:«و بشارت ده صابران و پایداران را».( مکارم شیرازی،۱۳۷۱، ج1، ص 525)
این بشارت بر پایه اصل بنیادین قانون پاداش و نتیجهی مستقیمِ ایستادگی در برابر آزمونهاست؛ قرآن با ترسیم دقیق جزئیات قانون پاداش الهی، انگیزه مقاومت را مضاعف کرده و یادآور میشود که هزینه اندک در برابر سود عظیم مقاومت در مسیر حق، ناچیز و قابل تحمل است.
نتیجه
در مواجهه با چالشها، بسیاری روحیه مقاومت را با نوسانات هیجانی پیوند میزنند؛ بدین معنا که در شرایط روحی مطلوب، آمادگی ایستادگی نشان میدهند و با افول احساسات، از مواجهه اجتناب میورزند. حال آنکه مقاومت برخاسته از آموزههای قرآنی، نیازمند عینیت یافتن در رفتار است. این مقاله نشان داد که قرآن کریم، برنامهای مدون برای تقویت روحیه مقاومت در جامعه ارائه میکند. لذا، مجموعهای از راهبردهایتربیتی را تبیین نمود که هم جنبههای درونی و هم ابعاد رفتاری را پوشش میدهد.
قرآن، مقاومت را نه بهصورت یک موهبت اولیه، بلکه بهمثابه یک فرآیند تربیتی قابل آموزش معرفی میکند؛ روشی که با اصلاح نگرشها، ادغام شاخصهای معنوی، اجتماعی و الگوهای سرآمد، به بلوغ میرسد. این آموزههای قرآنی، با تأکید بر تمرینهای تدریجی، ایجاد روالهایپایدار و برنامهریزی مدبرانه برای رویارویی با سختیها، روحیه مقاومت را تقویت مینماید. در صورتی که این راهبردها در برنامههای تربیتی روزمره و گفتگوهای آموزشی مورد اهتمام قرار گیرند، فرد یا جامعه به تدریج به سمت کسب و حفظ روحیه مقاومتی پایدار رهنمون خواهد شد.
*قرآنکریم