نوع مقاله : ویژه نامه جنگ رمضان و مقاومت
چکیده تفصیلی
جنگ بهعنوان یکی از عمیقترین بحرانهای اجتماعی، ساختار خانواده را به شدت متأثر میسازد. در چنین وضعیتی، زنان مهمترین عامل تربیتی در خانواده محسوب میشوند. با این حال، پژوهشهای موجود بیشتر بر نقشهای اجتماعی یا سیاسی زنان در دوران جنگ متمرکز بوده و کمتر به پیامدهای تربیتی کنشهای آنان در سطح خانواده پرداختهاند. ازاینرو، هدف پژوهش حاضر، بررسی و تبیین پیامدهای خانوادگی کنشهای تربیتی زنان در دوران جنگ، با تکیه بر تجربه جنگ تحمیلی ایران است.
این پژوهش با روش توصیفی‑تحلیلی از طریق منابع کتابخانهای شامل آثار جامعهشناختی مرتبط با پژوهشهای پیشین در حوزه زنان و دفاع مقدس و نیز متون مستند مرتبط با نقش زنان در دوران جنگ گردآوری شده است.
بر اساس یافتههای پژوهش، کنشهای تربیتی زنان در دوران جنگ، پیامدهای مهم و ماندگاری در دو حوزه«روانی‑عاطفی» و «فرهنگی‑ارزشی» خانواده به دنبال داشته است که مهمترین آن عبارت است از :
بنابراین کنشهای تربیتی زنان در دوران جنگ، صرفاً محدود به فعالیتهای پشتیبانی یا نقشهای اجتماعی بیرونی نیست، بلکه هسته مرکزی آن در خانواده شکل میگیرد. این کنشها شامل حمایت روانی از اعضای خانواده، انتقال ارزشهای فرهنگی و دینی، ایجاد امید و معنا در شرایط بحران، و تربیت فرزندان در محیطی آکنده از فشارهای اجتماعی است.. توجه به این نقش تربیتی میتواند الگویی مؤثر برای تقویت تابآوری خانواده در مواجهه با بحرانهای اجتماعی فراهم آورد و شکاف پژوهشی موجود در زمینه تمرکز بر نقشهای اجتماعی و سیاسی زنان را تا حدی جبران کند.
کنش تربیتی به مجموعه رفتارهای آگاهانه و معناداری اطلاق میشود که با هدف شکلدهی به ارزشها، نگرشها و رفتارهای اعضای خانواده انجام میگیرد. این کنشها معمولاً در قالب تعاملات روزمره خانوادگی شکل میگیرند و شامل آموزش ارزشها، حمایت عاطفی و هدایت رفتاری فرزندان هستند.
در شرایط جنگی، این کنشها اهمیت بیشتری پیدا میکنند؛ زیرا خانواده با مجموعهای از فشارهای روانی و اجتماعی مواجه میشود. در چنین شرایطی، زنان با مدیریت عاطفی خانواده و ایجاد فضای حمایتی، نقش مهمی در حفظ تعادل روانی خانواده ایفا میکنند.
مطالعات جامعهشناختی نشان میدهد که خانواده مهمترین نهاد انتقال فرهنگ و ارزشها در جامعه است(بوردیو ۱۹۸۶). در دوران جنگ، این نقش اهمیت بیشتری پیدا میکند؛ زیرا خانواده به مهمترین بستر بازتولید ارزشهای اجتماعی تبدیل میشود.
پیامدهای خانوادگی کنشهای تربیتی زنان در دوران جنگ
جنگ بهعنوان یکی از شدیدترین بحرانهای اجتماعی، ساختارهای زندگی فردی و خانوادگی را تحت تأثیر قرار میدهد. در چنین شرایطی خانواده به مهمترین نهاد حمایت روانی و اجتماعی تبدیل میشود و نقش زنان در حفظ تعادل عاطفی و تربیتی خانواده اهمیت مضاعفی مییابد. زنان با کنشهای تربیتی خود، نهتنها به مدیریت بحرانهای روانی و اجتماعی در درون خانواده کمک میکنند، بلکه زمینه انتقال ارزشها و تقویت همبستگی خانوادگی را نیز فراهم میسازند. بررسی تجربه جوامع درگیر جنگ، بهویژه تجربه جنگ تحمیلی ایران، نشان میدهد که کنشهای تربیتی زنان پیامدهای مهمی در سطح خانواده داشته است. این پیامدها را میتوان در دو دسته کلی «پیامدهای روانی ـ عاطفی خانواده» و «پیامدهای فرهنگی ـ ارزشی خانواده» طبقهبندی کرد.
۱. تقویت همبستگی و همدلی بین اعضا
یکی از مهمترین پیامدهای خانوادگی کنشهای تربیتی زنان در دوران جنگ، تقویت انسجام و همبستگی درون خانواده است. انسجام خانوادگی به میزان پیوند عاطفی، همکاری و همدلی میان اعضای خانواده اشاره دارد و از مهمترین شاخصهای سلامت خانواده محسوب میشود. در شرایط جنگی که ناامنی، اضطراب و فشارهای اقتصادی و اجتماعی افزایش مییابد، خانواده بیش از هر زمان دیگری به محیطی برای حمایت عاطفی و پایداری روانی تبدیل میشود.
در چنین فضایی زنان نقش اساسی در حفظ تعادل عاطفی خانواده ایفا میکنند. آنان با مدیریت عاطفی روابط خانوادگی، ایجاد فضای همدلی و کاهش تعارضهای احتمالی میان اعضای خانواده، به حفظ انسجام خانواده کمک میکنند. مادران با تقویت روابط عاطفی میان فرزندان و همچنین ایجاد حس مسئولیت و همدلی در میان اعضای خانواده، نقش مهمی در تقویت همبستگی خانوادگی دارند.
در تجربه جنگ تحمیلی ایران نیز زنان با پذیرش مسئولیتهای گسترده در اداره خانه و تربیت فرزندان توانستند ثبات خانواده را حفظ کنند. بسیاری از همسران رزمندگان با صبر و استقامت، شرایط دشوار غیبت طولانی همسران خود را تحمل کرده و با ایجاد فضای عاطفی پایدار در خانواده از فروپاشی آن جلوگیری کردند. در منابع مربوط به دفاع مقدس نیز به این نقش اشاره شده است؛ چنانکه در کتاب «عرصههای حضور اجتماعی زن» از ایثار و صبر همسران و مادران رزمندگان بهعنوان عاملی مهم در حفظ پایداری خانواده یاد شده است(خامنهای، 1398، ج۱، ص۱۹۵).
از بعد نظری نیز پژوهشگران حوزه خانواده بر اهمیت نقش مادر در حفظ انسجام خانواده تأکید کردهاند. مینوچین در نظریه ساختاری خانواده بیان میکند که روابط عاطفی درون خانواده و نقش حمایتی والدین از مهمترین عوامل حفظ تعادل در ساختار خانواده محسوب میشود (مینوچین، سالوادور ۱۹۷۴).
۲. کاهش فشار روانی ناشی از جنگ
جنگ معمولاً با پیامدهای روانی گستردهای همراه است؛ از جمله اضطراب، ناامنی، ترس و فشارهای روانی. این فشارها میتواند سلامت روانی اعضای خانواده، بهویژه فرزندان، را به شدت تحت تأثیر قرار دهد. در چنین شرایطی، خانواده به مهمترین منبع حمایت روانی برای افراد تبدیل میشود و زنان نقش محوری در ایجاد این حمایت ایفا میکنند.
مادران با ایجاد فضای عاطفی امن در محیط خانه، به فرزندان کمک میکنند تا فشارهای روانی ناشی از شرایط جنگی را بهتر تحمل کنند. آنان با تقویت امید، صبر و استقامت در فرزندان و سایر اعضای خانواده، به کاهش اضطراب و نگرانیهای ناشی از جنگ کمک میکنند. علاوه بر این، زنان با حفظ آرامش در محیط خانواده و مدیریت هیجانات منفی، به تثبیت تعادل روانی خانواده کمک میکنند.
در منابع اسلامی نیز به اهمیت آرامش خانوادگی در شرایط بحران اشاره شده است. قرآن کریم خانواده را محل «سکون و آرامش» معرفی میکند(قرائتی، 1383، ج۳، ص۲۴۱). در شرایط جنگی، ایجاد چنین آرامشی نقش مهمی در حفظ سلامت روانی خانواده دارد. همچنین در منابع مربوط به دفاع مقدس آمده است که زنان با تقویت روحیه امید و استقامت در خانواده، به حمایت روانی از رزمندگان و خانوادههای آنان کمک میکردند(سیدیجربندی، 1390، ج۱، ص۲۶۳).
۳. ایجاد شبکه حمایت عاطفی در خانواده
ازدیگر پیامدهای مهم کنشهای تربیتی زنان در دوران جنگ، شکلگیری شبکههای حمایت عاطفی در خانواده است. شبکه حمایت عاطفی به مجموعه روابط حمایتی میان اعضای خانواده اشاره دارد که در شرایط بحران به کاهش فشارهای روانی و تقویت همبستگی اجتماعی کمک میکند.
زنان با تقویت روابط عاطفی میان اعضای خانواده، زمینه شکلگیری چنین شبکهای را فراهم میکنند. آنان از طریق ایجاد فضای گفتوگو، همدلی و مشارکت در امور خانواده، روابط میان اعضای خانواده را تقویت میکنند. این روابط حمایتی به اعضای خانواده کمک میکند تا در مواجهه با بحرانهای ناشی از جنگ احساس تنهایی و بیپناهی نداشته باشند.
در بسیاری از خانوادههای دوران جنگ، مادران نقش مهمی در ایجاد این شبکه حمایتی داشتند. آنان با حفظ ارتباط عاطفی میان اعضای خانواده و ایجاد روحیه همکاری و همیاری، خانواده را به واحدی منسجم و مقاوم در برابر فشارهای اجتماعی تبدیل کردند. چنین شبکهای نهتنها به کاهش آسیبهای روانی کمک میکرد، بلکه زمینه شکلگیری سرمایه اجتماعی در سطح خانواده را نیز فراهم میساخت.
۴. انتقال ارزشهای فرهنگی و معنوی
از دیگر پیامدهای مهم کنشهای تربیتی زنان در دوران جنگ، انتقال ارزشهای فرهنگی، اخلاقی و معنوی در محیط خانوادگی است. ارزشهایی مانند ایثار، مقاومت، مسئولیتپذیری اجتماعی و فداکاری را به نسلهای بعد که از طریق روایتگری تجربههای جنگ، منتقل میکنند.
در تجربه جنگ تحمیلی ایران، مادران نقش مهمی در تربیت نسلی با روحیه مقاومت و ایثار داشتند. بسیاری از رزمندگان، ارزشهای جهاد و دفاع از کشور را در محیط خانواده و تحت تأثیر تربیت مادران خود آموخته بودند. در این زمینه، رهبر انقلاب اسلامی نیز بر نقش زنان در تقویت روحیه مقاومت در جامعه تأکید کردهاند و معتقدند که اگر زنان فرهنگ ایثار و مقاومت را در خانواده ترویج نمیکردند، انگیزه حضور مردان در جبههها به شکل گسترده شکل نمیگرفت(منصورنژاد، محمد، 1386، ج۱، ص۷۵).
علاوه بر این، مادران شهدا با صبر و استقامت خود الگویی از ایمان و پایداری را برای نسلهای بعد به نمایش گذاشتند. در منابع مربوط به دفاع مقدس آمده است که استقامت مادران شهدا نقش مهمی در استمرار روحیه مقاومت در جامعه داشته است (خامنهای، 1398، ج۱، ص۲۰۷).
کنشهای تربیتی زنان در دوران جنگ نقش مهمی در حفظ پایداری خانواده و کاهش پیامدهای منفی بحرانهای اجتماعی داشته است. زنان با مدیریت عاطفی خانواده، ایجاد فضای حمایتی و انتقال ارزشهای فرهنگی، توانستند نقش مؤثری در حفظ انسجام خانوادگی و کاهش آسیبهای روانی ناشی از جنگ ایفا کنند.
همچنین یافتهها نشان میدهد که خانواده در دوران جنگ به مهمترین بستر بازتولید ارزشهای فرهنگی و اجتماعی تبدیل شده و زنان بهعنوان محور تربیتی خانواده نقش کلیدی در این فرآیند داشتهاند. از این رو میتوان گفت که کنشهای تربیتی زنان نهتنها به حفظ ثبات خانواده در شرایط بحران کمک کرده، بلکه در تداوم فرهنگی و اجتماعی جامعه نیز نقش مهمی ایفا کرده است.
بر این اساس، توجه به نقش تربیتی زنان در شرایط بحران میتواند به توسعه الگوهای مؤثر برای تقویت تابآوری خانواده در مواجهه با بحرانهای اجتماعی کمک کند.
* قرآن کریم