نوع مقاله : ویژه نامه جنگ رمضان و مقاومت
ارادهگرایی پوزیتویستی بر اساس قاعده منتج از آیه 23 جاثیه
(مورد پژوهی جنگ تحمیلی آمریکا و اسرائیل علیه ایران)
چکیده تفصیلی
پایداری روابط اجتماعی انسانی مستلزم وجود قواعدی است که ریشه در مبانی فکری و مکاتب حقوقی دارد. در دوران معاصر، جریان پوزیتیویسم حقوقی که بر اصالت حس و تجربه تأکید دارد، قواعد حقوقی را واقعیتهای کشفشدنی نمیداند، بلکه گزارههای انشایی محض میشمارد که محصول اراده دولتهاست. این رویکرد ارادهگرایانه، قانونگذار را صاحب قدرتی مطلق و نامحدود میکند و حقوق را به علمی غیرارزشی و در خدمت منافع مادی و خواستهای نفسانی حاکمان بدل میسازد. پژوهش حاضر با روش تحلیلی‑تفسیری و با تکیه بر اصل قرآنی «عدم تبعیت از هوای نفس» مستفاد از آیه ۲۳ سوره جاثیه، به نقد ارادهگرایی حقوق پوزیتیویستی در روابط حکومتها میپردازد. یافتهها نشان میدهد که آیه مذکور با تعبیر «اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ»، تبعیت از هوای نفس را ملاک گمراهی معرفی میکند که افزون بر جنبه فردی، دامنهای اجتماعی دارد و میتواند نظامهای حقوقی و سیاسی را دچار انحراف بنیادین سازد. در گستره اجتماعی، حاکمیت رویکرد ارادهگرا منجر به سه پیامد اساسی میشود: نخست، منفعتطلبی بیحدوحصر با نادیده گرفتن حقوق بشری و اقدام نظامی علیه زیرساختهای غیرنظامی؛ دوم، تکیه بر عقل ابزاری (راسیونالیسم) که انسان را اسیر تکنولوژی و سلطهگری میکند؛ سوم، نقض نظاممند تعهدات و معاهدات بینالمللی (مانند کنوانسیونهای ژنو، منشور ملل متحد و اعلامیه جهانی حقوق بشر). همچنین، فریب ذهنی رسانهای با تکنیکهای پروپاگاندا، از ابزارهای این رویکرد برای مشروعهنمایی تجاوز و تغییر ذهنیت عمومی است. نمونههای عینی جنگ تحمیلی اخیر آمریکا و اسرائیل علیه ایران (۱۴۰۴‑۱۴۰۵) از جمله شهادت مقام معظم رهبری، حملات به مدرسه میناب، بیمارستان گاندی تهران و شهرک پردیسان قم، ورود ناوهای هواپیمابر به خلیج فارس، ادعاهای دروغین سلاح هستهای و... مصادیق بارز ارادهگرایی مبتنی بر هوای نفس است که بدون هرگونه شاخص اخلاقی و التزام به ارزشهای انسانی صورت میپذیرد. نتیجه آنکه اصل قرآنی «عدم تبعیت از هوای نفس» میتواند بهعنوان چارچوبی نظری برای نقد پوزیتیویسم حقوقی و ارائه الگوی اسلامی در روابط اجتماعی حکومتها مورد استفاده قرار گیرد و ضرورت بازتعریف حقوق بینالملل بر مبنای ارزشهای فراحقوقی آشکار میسازد.
مقدمه
انسان ها برای پایداری روابط خود قواعدی میگذارند و با پایبندی به آن شاکله اجتماعی خود را حفظ میکنند. منشا و مبدا این قواعد اجتماعی را مکاتب فکری تشکیل می دهد که مبانی فکری حقوق اجتماعی خوانده میشود. امروزه باتوجه به رشد جریان پوزیتیویسم(اصالت حس و تجربه) قواعد حقوقی واقعیتهایی نیستند که انسان آن را کشف یا استنتاج کند بلکه گزارههای انشایی محضاند که محصول اراده انسان و مشخصاً دولتند. (دانش پژوه،1390، ص107؛ جاوید، 1396،ص148)
پوزیتیویسم قائل به قانونگذار است و به صورت نظریه دولتی کردن حقوق در میان سایر نظریهها جایگاهی یافته است. علاوه بر آن راه را برای قدرت اراده باز میگذارد بدون آنکه به آن جهت دهد یا کنترل کند یا خوی آن را معین نماید در نتیجه قانونگذار دارای قدرت مطلق و ارادهاش بیحد و مرز میشود. از این رو هرکجا اراده، قاعدهای وضع نکرده باشد حقی وجود ندارد. (فلسفی، 1393، ص38-41) از طرف دیگر آن را به علم غیر ارزشی که هدفی جز تأمین منافع مادی هرچه بیشتر و تحقق به خواستها و امیال و غرایز انسانها یا حاکمان و صاحب منصبان ندارد، مبدل گرداند.(جمعی از نویسندگان،1388،ص79)
چون فرض در این مکتب بر این است که هیچ قانونی را جز آنچه خود دولتها بخواهند به آن پایبند باشند نمیتوان بر آنها تحمیل کرد.(رک.ابراهیمی و حسینی،1395، ج1، ص 84) با توجه به این رویکرد ارادهگرایی مطلق انسانی در روابط اجتماعی بدون شاخص گذاری و تعهد به ارزشها خواهد بود. از این رو در این پژوهش تلاش بر این است که با تکیه بر اصل قرآنی عدم تبعیت از هوای نفس، اراده گرایی را در روابط حکومتها نقد و بررسی شود و برای تیببن بهتر بحث، نمونههای از جنگ تحمیلی آمریکا و اسرائیل علیه ایران ذکر میشود.
مهمترین ضرورت انجام این پژوهش این است که قواعد اخلاقی و تربیتی قرآن منحصر به رفتارهای فردی انسان نیست بلکه در نگاه کلان جوامع انسانی و حکومتها را نیز دربرمی گیرد. شناخت سیرتاریخی جریان استعماری کشورهای غربی و سلطه بر کشورها و منافع آن ها نوعی هواخواهی و فرصت طلبی است که با ترفندهای گوناگون انجام میگیرد از جنگ و غارت تا کودتا و انقلابهای مخملی که هریک سبب تضعیف و رکود کشورها و ملت ها شده است. بایسته است که افزون بر نقد بنیان نسبی گرایی غرب در حوزههای مختلف سیاسی و اجتماعی و نظامی، از ابعاد اخلاقی و تربیتی نیز مورد نقد قرار گیرد. منابع مرتبط با این موضوع در چنددسته جای میگیرد برخی مرتبط با سوره جاثیه است: اصطلاح شناسی الوهیت هوای نفس در آیه 43 فرقان و 23 جاثیه(فتح الله نجارزادگان، فاطمه نجارزادگان و مریم اقبالیان، پژهشهای زبان شناختی قرآن شماره 2، 1398) برخی مقالات در نقد اراده گرایی است: اراده الهی و استقلال اخلاق (انشاء الله رحمتی، اندیشه دینی، شماره ،17، 1384)برخی در نقد منفعت گرایی است: تحلیل انتقادی منفعت گرایی اخلاقی در دیدگاه جان استوارت میل از منظر علامه طباطبایی پژوهشنامه اخلاق ش 47، 1399) و برخی نیز به پوزیتویسم و جدایی اخلاق و حقوق(هارت، اچ، ال، ای، اطلاعات سیاسی اقتصادی 1380) اشاره دارد. نگاه اجتماعی به تبعیت از هوای نفس نیز در یک مقاله با عنوان تاثیر هوای نفس در فتنههای عصر امام علی علیه الاسلام (مطالعات تفسیری آلاء الرحمن، ش 4، 1404) مطرح شده است. اما پژوهش پیش رو با رویکرد تحلیلی تفسیری در ابتدا به دریافت قاعده از آیه 3 سوره جاثیه اشاره نموده و سپس دلالت و پیامدهای حاصل از آن را بیان میکند و با تعمیم بر روابط اجتماعی جریان اراده گرایی غرب را با ذکر مثال مورد نقد قرار داده است.
در آیه شریفه«أَ فَرَأَیْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ وَ أَضَلَّهُ اللَّهُ عَلى عِلْمٍ وَ خَتَمَ عَلى سَمْعِهِ وَ قَلْبِهِ وَ جَعَلَ عَلى بَصَرِهِ غِشاوَةً فَمَنْ یَهْدیهِ مِنْ بَعْدِ اللَّهِ أَ فَلا تَذَکَّرُونَ» (جاثیه:23)پس آیا دیدى کسى را که هوس خویش را معبود خود قرار داده و خدا او را دانسته گمراه گردانیده و بر گوش او و دلش مُهر زده و بر دیدهاش پرده نهاده است؟ آیا پس از خدا چه کسى او را هدایت خواهد کرد؟ آیا پند نمىگیرید؟
درتبیین دلالت آیه «أَ فَرَأَیْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ» بر اصل عدم تبعیت از هوای نفس میتوان گفت: منظور از «اله» را مفسران متعدد معنا کرده اند: «آیا دیدهاى کسى که دین خود را خواستهاش قرار دهد» یا «آیا دیدهاى کسى را که معبود خودش را بدلخواه خود تعیین کند» یا «آیا دیدهاى کسى که تسلیم هواى نفس خود باشد»(طبرسی، بی تا، ج22، ص360) در المیزان نیز معناى گرفتن اله را پرستیدن ذکرنموده که مراد از پرستش هم اطاعت کردن است، (طباطبایی، 1374 ه.ش. ج18 ص 263) در واقع این آیه شریفه به بیان نقطه کانونی غایت انسان در دنیا اشاره دارد که همان طلب معبود است که آن را بر مدار هواخواهی ذکر نموده و با ذکر پیامدهای آن در ادامه آیه، انسان را به پندگیری وادار میکند. یعنی اوج توجه و سمت و سوی آدمی را نشان داده که گرفتن معبود باشد و آن معبود هوای نفس و خواسته دل باشد. یعنی تبعیت از این دل بخواهی انسان را در حد مشرک و کافر تنزل می دهد. علاوه بر آن «اتخاذ الهه» نشان میدهد که پذیرش این هواخواهی چه آثار و پیامدهایی بر زندگی دنیایی و اخروی دارد لذا با استفهام انکاری مخاطب را به تامل وادار می کند: «أَ فَلا تَذَکَّرُونَ»
علاوه بر آیه 23 جاثیه که مبنای استنباط این پژوهش است؛ آیات دیگری نیز موید این اصل هستند: «أَ رَأَیْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ أَ فَأَنْتَ تَکُونُ عَلَیْهِ وَکیلاً »(فرقان: 43) در برخی آیات نیز نهی از تبعیت از هوای نفس ذکر شده است: «وَ لا تَتَّبِعِ الْهَوى فَیُضِلَّکَ عَنْ سَبیلِ اللَّهِ»(ص: 26) و «وَ أَمَّا مَنْ خافَ مَقامَ رَبِّهِ وَ نَهَى النَّفْسَ عَنِ الْهَوى»(نازعات:40)
بنابراین این تبعیت نه تنها به بیان شرع که حتی به حکم عقل نیز امری نکوهیده و مذموم است. لذا این آیه شریفه متذکر این اصل در رفتارهای انسانی است. اصل بودن آن از این جهت است که میتوان آن را به عنوان دستور العمل کلی در نظر گرفت که مبنای عمل یا ترک عمل قرار گیرد از این رو دارای دو جنبه فردی و اجتماعی است.
2.1.گستره اجتماعی تبعیت از هوای نفس
بعد از بیان دلالت آیه لازم است به این نکته توجه شود که تبعیت از هوای نفس صرفا جنبه درونی و فردی ندارد بلکه اگر جامعهای بنیان فکری افراد خود را بر تبعیت از هواهای نفسانی بگذارد، عواقب آن، جامعه را نیز در برخواهد گرفت. موید آن را میتوان در آیات زیر یافت: وقتی قرآن این عواقب را به صورت جمع ذکر میکند: خَتَمَ اللَّهُ عَلى قُلُوبِهِمْ وَ عَلى سَمْعِهِمْ وَ عَلى أَبْصارِهِمْ غِشاوَةٌ وَ لَهُمْ عَذابٌ عَظیمٌ(بقره: 7) یا در جای دیگر خطاب نهی از تبعیت آمده که پیامد انحراف را گوشزد میکند: آیه«فَلا تَتَّبِعُوا الْهَوى أَنْ تَعْدِلُوا» پس پیروى هوا مکنید که منحرف مىشوید.(طباطبایی، 1374،ج5، ص176 ) همچنین در آیه «...وَ أَضَلَّهُ اللَّهُ عَلى عِلْمٍ» بیان میدارد که اگر هوى پرستى حاکم شد، علم از کارآیى مىافتد. یعنی فرد دانسته خود را در گمراهی می اندازد و مراد از علم اینجا علم الهی نیست بلکه دانایی فرد است که که ملازم با عمل او نیست. به خاطر اینکه نمىتواند از هواى نفس صرفنظر کند ملتزم به مقتضا و لوازم علم خود نباشد، چنین علمى باعث اهتداء او نمىشود، بلکه چنین علمى در عین اینکه علم است ضلالت هم هست (رک. همان، ج18، ص264)
این عواقب از آنجا که از تمایلات برمیخیزد اما بر جنبه شناختی انسان اثرگذار است میتواند جامعه ای را در خود فروببرد. غیر از آیه 23 سوره جاثیه پیامد که تبعیت از هوای نفس را گمراهی ذکر می کند در چند جای قرآن تبعیت از هوای نفس به دنبالش ضلالت ذکر شده است: «وَ لا تَتَّبِعِ الْهَوى فَیُضِلَّکَ عَنْ سَبیلِ اللَّهِ»(ص: 26) «... وَ مَنْ أَضَلُ مِمَّنِ اتَّبَعَ هَواهُ بِغَیْرِ هُدىً مِنَ اللَّهِ ...»(قصص: 50) «...وَ لا تَتَّبِعِ الْهَوى فَیُضِلَّکَ عَنْ سَبیلِ اللَّهِ ..» (ص:26) ضلالت ضد رشد و هدایت است و انسان را از مسیر الهی دور می کند. اثر بعدی کوردلی و کور فهمی است: «وَ خَتَمَ عَلى سَمْعِهِ وَ قَلْبِهِ وَ جَعَلَ عَلى بَصَرِهِ غِشاوَةً» ختم بر گوش و قلب و چشم میتواند نشانه کیفر باشد برخی مفسران هم اشاره می کنند که اینان دیگر حق را نمیپذیرند گویى قلبشان مهر شده و ایمان داخل آن نمیگردد. همچنین ختم قلب کنایه از کم عمقى و کوتاه بینى در نظر و استدلال است و منظور آنست که دلهاى اینان وسعت فکر و منطق و نظر را ندارد.(طبرسی، بیتا، ج1ص68 تا70) به تعبیر دیگر عقل و چشم و گوش دارند، ولى قدرت درک و دید و شنوایى ندارند! چرا که اعمال زشتشان و لجاجت و عنادشان پردهاى شده است در برابر این ابزار شناخت.(مکارم شیرازی، 1371، ج1، ص82) غیر از این آیه شریفه که عواقب کار هواپرستی را ذکر می کند آیات دیگری نیز موید آن هستند و مجموعه آیات در سطحی گسترده پیامد تبعیت از های نفس را میرساند.(رک. اعراف: 176، نساء:135، ص:26، طه:16)بنابراین گمراهی، از دست دادن ابزار شناخت حق، نادیده گرفتن آن، بی توجهی به امر هدایت، شرک عملی، هدفگذاری دنیایی، شاخص گذاری زندگی بر عقل ناقص انسانی و... زمنیه انحرافی بزرگی در فکر و عقیده ایجاد نموده که به رفتار نیز سرایت میکند.
با توجه به آنچه گفته شد اگر در جامعهای آگاهی و علم یافت میشود ولی اولویت دادن به هوای نفس از سوی نخبگان وکارگزاران، خطا را به دیگر اعضای جامعه تسری میدهد.گرچه این عواقب صرفا خطای اعتقادی نخواهد بود بلکه سیر فکری ایجاد خواهد کرد که عقل بشری(rationalism) را بهتنهایی و مستقل از وحی الهی، قادر بر قانونگذاری میداند. همچنین انسان خردگرا(humanism) را معیار همه ارزشمندی ها قرار میدهد. این انسان دامنه عملکرد خود را در روشها و نگرشها بر بیشترین آزادی تعریف میکند.(liberalism) از این رو دیگر ضوابط دین و باید و نبایدهای وحیانی در حوزه اجتماعی را نمیپذیرد و اندیشه جدایی دین از زندگی دنیا را رقم میزند.(secularism) این تبعات در همین موارد خلاصه نمیشود بلکه بخش زیادی از ابزار شناختی جامعه را تحت تاثیر قرار میدهد بخصوص اگر حکومتی بنیانش را بر چنین تفکری بگذارد. نمونههای از این اراده گرایی را در رفتارهای دوگانه آمریکا و اسرائیل به کرات میتوان دید.
1.2. منفعت طلبی بدون رعایت حقوق بشری
از ابعاد ارادهگرایی در نظر داشت منفعت طلبیهای بیحد و حصر بدون درنظر داشت قواعد انسانی حاکم بر آن است. این منافع در موضوعات مختلفی مصداق پیدا میکند مثلا برای گردش کارخانهها، رشد صنایع، نگهداشتن خود در هرم قدرت نیازمند تامین انرژی است که در دیگر کشورها یافت میشود و برای بدست آوردن آن اقدام نظامی و ایجاد پایگاه مهمترین تضمین در سلطه بر انرژی آن است. تجاوز و تعدی به خاک کشوری دیگر جهت دست یابی به منابع آن، در کنار حمله به بیمارستان و مدرسه و مناطق مسکونی از نظر هیچ منطق شرعی و عقلی قابل پذیرش نیست. مانند حمله آمریکا به مدرسه شجره طیبه میناب، 9/12/1404 با شهادت 168دانش آموز، حمله به بیمارستان گاندی تهران، 14/12/1404، حمله به مناطق مسکونی مانند شهرک پردیسان قم 7/1/1405و... همگی نمونه هایی هستند که جز تعدی و زیرپاگذاشتن حقوق اولیه بشر پیام دیگری ندارد اما همین بنیانگذاران حقوق بشر وقتی پای منافع به میان میآید خودفراموشی حقوقی برای آنها رخ میدهد. این اولین بار نیست که این کشورها علیه دیگر جوامع اقدام می کنند بلکه تاریخ شاهد آن است که سالها استعمار و استثمار منافع ملت ها و کشورها در دستور کار آنها بوده است.(شهبازی، تاریخ زرسالاران یهود ج1 ص150 تا 190) همچنین با به دست گرفتن مالکانه جریان اطلاعات در فضای اینترنت به تعبیری استعمار دیجیتال تلاش دارد مدیریت جهانی خود را گسترش دهد به طوری که با پیچیدگی های ساختاری اینترنت و نبود قوانین جدی این فضا جهت یکه تازی برای منافع خود در نظر گرفته است.(رک. شاکری، 1401، ص7-11)
2.2. تکیه بر عقل ابزاری(راسیونالیسم)
جریان سلطهگری غرب با در دست داشتن عقل ابزاری بر پایه مادیگرایی، تلاش کرده هویتی مستقل از ارزشهای انسانی برای خود ایجاد کند. علاوه بر آن نسبیگرایی عقلانیت ابزاری سبب شده که به صورت رابطه ابزاری مطرح شود و همه چیز را ماشین وار و بر پایه قواعد علم تجربی تحلیل کند و به جای آنکه انسان را مالک تکنولوژی باشد،تابع و اسیر تکنولوژی خواهد بود. (رک. مقدمی، 1391)
در جریان حمله نظامی علیه ایران(1404-1405) در ابتدا با آوردن ناوهای بزرگ هواپیما و جنگندبر مانند جرالد فورد، ابراهام لینکن برای تهدید و تحریک و به هراس انداختن طرف مقابل در آبهای خلیج فارس (رک.خبرگزاری تابناک 5 بهمن 1404) استفاده از جنگندههای فوق پیشرفته ای مانند f-35 وf-16 و..که به تعبیر خودشان کاملا پنهان و رادار گریزهستند؛ ظرفیت رسانهای ویژهای را در هراس افکنی ایجاد کردند تا بتوانند هیمنه خود را با این ادوات نشان دهند(خبرگزاری فارس1/1/1405) ورود این ناوها که نماد قدرتنمایی آمریکا و به هم زدن معادلات امنیتی منطقه است و مواردی از این قبیل که ابزاری برای نشان دادن سلطه و ضعیف نمودن طرف مقابل است نشان داد به کار گرفتن عقل ابزاری برای رسیدن به اهداف دنیوی با ابزار تکنولوژی، صنعت، بدون در نظر داشت اهداف عالیه انسانی آیا جز تبعیت از هواهای نفسانی است.
4.2. نقض تعهدات و معاهدات بین المللی
از ویژگیهای هواخواهی حکومتها نقض تعهدات بین المللی و بیتوجهی به مفاد پیمان نامههایی است که برای صلح حاکم بر بشریت تصویب شده است. گرچه چندان دور از ذهن نیست که این معاهدات، از سوی وضع کنندگان نقض شود. در جنگ تحمیلی آمریکا و اسرائیل علیه ایران تیر و اسفند 1404چندین معاهده بینالمللی نقض شده است: 1. کنوانسیونهای چهارگانه ژنو که تلاش کرده حقوق بشر دوستانه را احیا کند. در بندهای 13 تا 27 حمایت از افراد کشور را در زمان جنگ تاکید میکند.(رک. کنوانسیون ژنو، 12اوت 1949)
4.2. فریب ذهنی رسانهای در محق بودن
یکی از ابزارهای مهم در ذهنگردانی جوامع استفاده از ابزارهای رسانه است بخصوص رسانههای امروزی است که تاثیری شگرف در تغییر ذهنیت نسبت به امور شناختی دارند و با انواع تکنیکهای اقناع و فریب میتوانند گاهی حقیقت را به ضد حقیقت و دروغ را به واقعیت جلوه دهند. ایجاد سطوح پروپاگاندا یعنی، شرطی سازی فرهنگی، حواسپرتیهای فرهنگی، و کنترل رسانهای زمینه بسیاری از دستکاریهای ذهنی هستند که به قدرتمداران اجازه میدهند منافع خود را پیش ببرند.(رک. مک گی، ص26)
دروغ هایی که سالها دولتمردان آمریکا نسبت به دیگر کشورها برای ایجاد شورش و مخالفت و تغییر حکومتها انجام دادند. از تاثیرگذاریهای آنی تا بلند مدت روی این رسانه ها سرمایهگذاری نمودند. سالها تلاش رسانهای در حمله به ایران به بهانه داشتن سلاح هستهای برای دست درازی به منابع این کشور از برنامههایی بود که چندین سال دنبال میشد. بخصوص که در جنگ 12 روزه (تیر1404) با حمله به مراکز هستهای اذعان نمودند که سلاحهای هسته ای ایران را نابود کردند. مجدد با حمله در اسفند ماه 1404 و شهادت مقام معظم رهبری تلاش کردند نظام و حاکمیت را در ایران از بین ببرند.
نتیجه
آیه 23 سوره جاثیه، با تکیه بر عبارت «اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ»، اصلی قرآنی مبنی بر پرهیز از تبعیت هوای نفس را بنیان مینهد. آیات دیگری چون 43 فرقان، 26 ص و 40 نازعات نیز این رویکرد نکوهشگرانه نسبت به هواپرستی را تأیید و آن را امری عقلانی و شرعی معرفی میکنند. این اصل، مبنایی کلی برای سنجش رفتار انسانی است. بر این اساس، ارادهگرایی در حقوق پوزیتیویستی، با تقلیل انسان به خواستههای صرف، صورتی از همین هواپرستی است که دارای پیامدهای آن شامل منفعتطلبی ، عقلانیت ابزاری، خودبرتربینی و نقض تعهدات است. آنچه گفته شد شمهای از رفتارهای دولتمردان و نظام حاکمیتی غرب است که بر پایه هواخواهی و تبعیت از سیستم منفعت گرایی غرب برای پیشبر مقاصد خودخواهانه است. به گونهای که گاهی تا نابودی نسل و حرث پیشرفته و از هر وسیله ممکن برای این امر استفاده نموده است و نمونه آن را می توان در ویرانی و کشتار مردم بی دفاع غزه و حمله به ایران و لبنان و... مشاهده نمود.
* قرآن کریم
سایت ها