نوع مقاله : ویژه نامه جنگ رمضان و مقاومت
بررسی مولفه مقاومت در خطبه حضرت زینب (س) بر مبنای نظریه منطق گفتگویی باختین
چکیده تفصیلی
فهم دقیق روایات ائمه، نیازمند شناخت فضای فکری، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی زمان صدور و نیز قرائن مؤثر در پیدایش روایت است. یکی از رویکردهای نوین برای این منظور، نظریه«منطق گفتگویی» میخائیل باختین است که گفتار را موجودیتی فراتر از زبانشناسی معرفی کرده و با بازسازی فضای صدور و توجه به شرایط تولید، سهم هر یک از مؤلفهها را در شکلگیری و فهم گفتار نشان میدهد. این مقاله با هدف شناخت بهتر و جامعتر متن خطبه حضرت زینب(س) و با روش توصیفی‑تحلیلی، ضمن بیان مؤلفههای گفتار باختین به این پرسش پاسخ میدهد که نقش مؤلفههای منطق گفتگویی باختین در فهم بهتر متن خطبه چیست؟ بر خلاف پژوهشهای پیشین که بیشتر بر چندصدایی باختین در متون ادبی متمرکز بودهاند، این پژوهش صرفاً به مؤلفههای گفتار پرداخته و خطبه حضرت زینب(س) را برای نخستین بار از این منظر تحلیل میکند.
یافتههای پژوهش نشان میدهد: خطبه در شام و در دربار یزید ایراد شده است. حضور جمع کثیر درباریان، مسئولان و سربازان، و نیز فاصله زمانی اندک پس از حادثهعاشورا، سبب شده است که موضوع مناظره به حادثه عاشورا معطوف شود. حضرت زینب(س) با وجود شکست ظاهری، صدای زمانه و مکان را به وضوح در گفتار خود بازتاب داده و آوای مخالف را در رد سخنان شنونده تولید کرده است.
گوینده خطبه حضرت زینب(س) و مخاطبان یزید و اطرافیان او هستند. شناخت متقابل طرفین، گزینش موضوع، واژگان و القاب را تحت تأثیر قرار داده است. حضرت با شجاعت به نقد یزید پرداخته و با ارائه خطبه، گفتمان پیروزی و مقاومت را رقم زده است.همچنین تمام گفتارهای ردوبدلشده در خطبه دارای حدود مشخص هستند. جملات کامل، واژگان در جای خود و معنا تمام است. حضرت بدون استدلالهای پیچیده و طولانی، با طرح پرسش، طرف مقابل را محکوم میکند. گفتارها از نظر زبانشناختی، معناداری و تحقق مقصود گوینده، کامل هستند.حضرت در خطبه خود از متون و گفتارهای پیشین، از جمله آیات قرآن (مانند آیه ۱۰ سوره روم) استفاده کرده است. این پیوند با قرآن، آوای گفتار حضرت را تقویت کرده و به تقابل با گفتمان رقیب زمانه یاری میرساند.
ازطرفی استفاده از افعال پرسشی، سکوت، تحیر یا شگفتی یزید در پایان بسیاری از سخنان حضرت، فضای غلبه و برتری گفتمان ایشان را عیان میسازد. توجه به حالات روانی و جسمانی طرفین در گفتگو، فهم کاملتری از متن و گفتمان غلبه به دست میدهد .بنابراین بررسی مؤلفههای گفتار باختین در خطبه حضرت زینب(س) نشان میدهد که این روش، ابزاری کارآمد برای بازسازی فضای صدور و فهم دقیقتر متن است. هر یک از مؤلفهها از مکان و زمان گرفته تا بینامتنیت و آهنگ در شکلگیری گفتار حضرت نقش داشته و تحلیل آنها به شناخت جامعتری از گفتمان مقاومت و پیروزی ایشان در برابر یزید میانجامد. این پژوهش، بر خلاف پژوهشهای پیشین که بیشتر متون ادبی را با رویکرد باختین تحلیل کردهاند، کارآمدی این روش را در متون اسلامی و تاریخی نیز نشان میدهد.
مقدمه
برای درک بهتر متن یا گفتار می توان به فضای صدور آن و عواملی که در تولید آن نقش داشته اند را بررسی کرد تا به فهم دقیق تر متن رسید. یکی از متونی که امروزه به دست ما رسیده است خطبه های بزرگان دین است که با توجه به شرایط صدور آنان از اهمیت ویژه ای برخوردار هستند.
خطبه حضرت زینب در شام یکی از این نمونه هاست که با توجه به زمان صدور آن و نکاتی که حضرت در آن بیان میکنند بسیار حائز اهمیت است. ایشان با به چالش کشیدن سخنان و نسب یزید به بیان عقاید خودشان در پرتو مقاومت و پیروزی میپردازند.
فهم دقیق و صحیح روایات ائمه تابع شناخت فضای صدور روایت از قبیل مکان، زمان، سبب صدور و دیگر قرائن تاثیرگذار در فهم روایات میباشد، از این رو باید به بررسی فضای فکری، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی زمان صدور یک روایت و اندیشههایی که در این فضاها حضور داشته پرداخت تا بتوان نقش آنها را در تولید و پیدایش یک روایت نشان داد و به تبع آن، راه را برای فهمی دقیقتر باز نمود.
روش منطق گفتگویی باختین یک مدل است که در آن مولفه های گفتار بررسی و به بازسازی محیط، سیاق، عناصر دخیل و شرایط صدور و تولید روایات برای فهم بهتر آن کمک نماید. یکی از اهداف این روش آنست که نشان دهد یک متن ناظر به چه گفتارها، اعمال، رفتارها و یا متونی و با چه هدفی ایجاد شده است، اگر چه اثری از آنها در متن حاضر وجود ندارد.
نظریه منطق گفتگویی باختین به معرفی مؤلفههای گفتار میپردازد و گفتار را موجودیتی فراتر از زبانشناسی معرفی میکند، در پی عوامل تشکیل دهنده یک گفته یا سخن است که در فهم یک سخن اثر خود را نشان داده و با بازسازی فضای صدور و توجه به شرایط تولید یک گفته، سعی در نشان دادن سهم هر یک از مؤلفهها در تشکیل و فهم گفتار دارد. منطق گفتگویی محصول نگاه اجتماعی به زبان است. همچنانکه به قول فوکو «سلطه در زبان، تولید و بازتولید میشود» (انصاری، 1384ش، 11).
این مقاله با هدف شناخت و فهم بهتر و جامعتر متن خطبه حضرت زینب با استفاده از روشهای نوین دست به خوانشی جدید از خطبه حضرت زینب ارائه شده و ضمن بیان مؤلفههای گفتار باختین، هر یک را در این خطبه بررسی کرده، به پاسخ تفصیلی سوال ذیل میپردازد که نقش مؤلفههای منطق گفتگویی باختین در فهم بهتر متن خطبه حضرت چیست؟ به نظر میرسد که بررسی هریک از مؤلفههای گفتار باختین در متن خطبه به فهم هر چی بیشتر و بهتر آن کمک کرده و عوامل و شاخصهای تشکیل دهنده یک گفتار در خطبه به وضوح قابل بررسی و تحلیل است. یادآور می شود که نکته حائز اهمیت استفاده فراوان پژوهشگران از روش و مدل کارناوالی و چند صدایی و چند آوایی باختین در خوانش متون ادبی است؛ اما در پژوهش حاضر فقط به بحث مؤلفههای گفتار باختین بر طبق فصل چهارم کتاب منطق گفتگویی به نام نظریه گفتار از تزوتان تودوروف استفاده شده است و به مباحث و نظریات دیگر باختین اشاره نشده و خوانش مؤلفهای گفتار به علاقهمندان معرفی میشود.
مقالات بسیاری در تحلیل خود از روش باختین استفاده کردهاند، یکی از مهمترین آنان با رویکرد اسلامی مقاله نقد و بررسی خطبه قاصعه نهجالبلاغه در پرتو نظریه منطق گفتگویی باختین (1399) از ستاری و مجیدی که مؤلفههای گفتگویی باختین را در خطبه قاصعه امام علی بررسی کرده است. اما این روش بیشتر بر روی متون ادبی کار شده است و کمتر پژوهشگران از این روش در متون اسلامی و تاریخی استفاده کردهاند. در مورد خطبه حضرت زینب پژوهش های بسیاری صورت پذیرفته، اما تا به حال از زاویه نظریه منطق گفتگویی باختین مورد بررسی قرار نگرفته است.
باختین از جمله اندیشمندانی است که به سخن نگاهی فراتر از کلمات و واژگان داشت و گفتار را تک بعدی و در سطح قواعد واجشناسی نمیدانست وی معتقد است زبانشناسی ابزاری برای دستیابی به اهداف فرازبانشناسی است.
زبانشناسی با کلمات و قواعد نحوی آغاز و به جمله منتهی میشود اما مطالعه فرازبانشناختی با جملات و زمینه اظهار آغاز می شود و به گفتار میانجامد، به سخن و گفتار فراتر از یک جمله نگاه میکند و معتقد است گفتار بخشی پنهان با خود دارد که برای درک درست یک سخن باید به بازسازی شرایط صدور سخن و آواهای گوناگونی که در به وجود آمدن آن موثرند توجه کرد.
باختین گفتار را تنها ماده زبانشناختی نمیداند و آن را دارای زمینه اظهار که غیرزبانی است میداند؛ زمینه غیرزبانی گفتار از نظر وی شامل افق مکانی- زمانی (کرونوتوپ) و موضوع مورد بحث هم سخنان، دانش مشترک و ارزیابی مشترک یا رابطه افراد هم کلام است.
وی مهمترین خصلت گفتار را اجتماعیبودن معرفی میکند و آن را ناشی از دو چیز میداند. گفتار همواره خطاب به کسی ایراد میشود و گوینده خود موجودی اجتماعی است. از این سخن باختین نقش گوینده و مخاطب در شکلگیری گفتار مشخص میشود.
یکی دیگر از مؤلفههایی که باختین در شکلگیری گفتار برشمرده، جنبه ارزشی گفتار و نقش افق ایدئولوژیک گویندگان و شنوندگان گفتار است.
وی دو ویژگی حالت (حرکت دلالت گرانه بدن) و آوا را جز امکانات غیرزبانی برای بیان ارزشها و قضاوت ارزشی را جز افقهای مشترک همسخنان معرفی میکند؛ همچنین آهنگ که از تماس مستقیم گوینده و شنونده حاصل میشود را جز ویژگیهای زبانی بیان آوایی در ارزیابی اجتماعی موثر میداند؛ نقشی دوگانه برای آهنگ در نظر میگیرد یا به سوی شنونده است برای ایفای نقش موافق و شاهد، یا به سوی موضوع گفتار است آنگونه که گویی این موضوع شرکت کننده سوم و حاضر در گفتار است.
ویژگی بعدی گفتار در نظر باختین ارتباط هر گفتار با پارهگفتارهای پیشین است که این مناسبات را روابط بینامتنی مینامد.
در نهایت باختین پنج مشخصه بنیادی را برای گفتار معین میکند.
وجود حد و مرز در گفتار که با تغییر عاملین گویندگان همراه است، کمال درونی هر گفتار، گفتار بیانگر فاعل خود است و در سخن شفاهی آهنگ بیانگرانه شخص است، گفتار در مناسبت با گفتارهای گذشته و آینده شکل میگیرد و در نهایت گفتار خطاب به کسی ادا میشود.
سه عامل در تعیین کمال گفتار نقش دارند. در سطح موضوع که کامل پرداخته شده باشد یا قصد کلامی گوینده ایفا شده باشد و یا اشکال نوعی گفتار (ر.ک تودوروف، 1377ش، ص 89-117)[2].
باختین در نظریه خود آورده است برای فهم بهتر یک سخن باید به بازسازی فضایی که گفتار در آن تولید شده پرداخت و مؤلفههای گفتار را بررسی نمود. در ادامه مؤلفههای گفتار در خطبه حضرت زینب واکاوی و تحلیل و به بازسازی فضای صدور پرداخته خواهد شد.
1.2.مکان و زمان
یکی از مؤلفههای اصلی در نظریه گفتار باختین مؤلفه مکان و زمان است و بازتاب زمان و مکانی در تشکیل یک گفتار نقش دارد.
در مفهوم کلی مؤلفههای مکان و زمان در منطق گفتگویی به معنای صدای زمانه در متن است. صدای عصر و شرایطی که گوینده یا نویسنده در آن زندگی میکنند و به معنای عدم اجتناب و فاصله آفریننده متن از زمانه خویش است(ستاری- مجیدی،1399ش، ص 127) و متونی که دارای ویژگی گفتگومندی میباشند، بحث مکان و زمان زندگی جامعه خود را مشخص میکنند (نامورمطلق، 1378ش، ص 409).
در منابع[3] آمده است که خطبه حضرت زینب در شام و در دربار یزید اتفاق می افتد لذا بدیهی است که بسیاری از درباریان و نزدیکان، مسئولان و سربازان یزید در آن مکان حضور داشته باشند و حضرت در این مکان شروع به سخنرانی می کنند لذا حضور جمع کثیر آنان در گرد یزید در شکلگیری گفتار حضرت نقش بسزایی داشته و مسلما تاثیر خود را در نحوه ارائه و گزینش موضوع گفتار حضرت داشتهاند. در چنین مکانی طبیعی است که ترس از حاکم و اطرافیان بر انسان مستولی شود اما حضرت با مقاومت و بدون در نظر گرفتن موقعیت خطرناکی که در آن هستند شروع به سخنرانی می کنند همچنین چون از نظر زمانی بعد از جریان حادثه عاشورا است بسیار طبیعی است که آغاز سخن و یا پرسش و پاسخ حضرت و یزید پیرامون این مساله باشد. لذا موضوع مورد مناظره بین حضرت و یزید تحت تاثیر مکان و زمانی که در آن قرار گرفتهاند حادثه عاشورا انتخاب شده است و حضرت زینب با وجود از دست دادن امام و برادر و فرزندان و خویشان و افراد بسیار در حادثه عاشورا و شکست ظاهری، همچنان استوار و مقاوم به ایراد خطبه اقدام می کنند. لذا زمان نقش خودش را در تولید آوای مخالف توسط گوینده در جهت رد سخنان شنونده نشان میدهد. همچنین با توجه به نقش این دو مؤلفه باید گفت که حضرت بسیار واضح صدای زمانه و مکان ایراد خطبه را در گفتارش بازتاب داده اند.
2.2.گوینده، مخاطب، موضوع
وجود گوینده و مخاطب مهمترین قسمت نظریه گفتار باختین است. وی حضور مخاطب را در یک مکان، اجتماع میداند که با حضور او اولین شرط تشکیل گفتار تحقق مییابد. باختین از گوینده یا گویندگان و مخاطب یا مخاطبان به عنوان همسخنان ذکر میکند که حضور هر دو برای تولید گفتار الزامی است.
این قسمت مبانی اصلی نظریه باختین را تشکیل داده که شامل سه مؤلفه فرستنده، پیام و گیرنده است و از نظر وی فرستنده دائما در حال ارسال پیام به گیرنده میباشد.
در خطبه ذکرشده گوینده حضرت زینب است و شنونده یزید و اطرافیان وی هستند و گفتگویی بین آنها صورت می پذیرد هر یک از دو طرف خطبه یکدیگر را میشناسند و با توجه به شناخت و دانش زمینهای که از قبل نسبت به یکدیگر داشته به انتخاب موضوع و انتخاب واژگان و حتی القاب میپردازند. گذشته از مخاطب مورد نظر، حضور افراد دیگر و در تولید آوای گویندگان نقش دارد و سهمیاز گزینش موضوع گویندگان را به عهده میگیرد.
آواهای مختلف رقیب مخاطبان باعث موضعگیریهای ایدئولوژیکی متنوعی میشوند و میتوانند بدون داوری و به طور مساوی در گفتگو درگیر و در انتخاب موضوع تاثیر بگذارند(مقدادی، 1393ش، ص452).
اما گفتار از سویی ناظر به گوینده است و شناسایی گوینده و افق ایدئو لوژیک او را در پی دارد. حضرت به عنوان رهبر کاروان اسرا که از جنگ به ظاهر شکست خورده می آیند ، در گفتار خود بسیار شجاعانه به نقد یزید و اعمال و نسب او پرداخته و شرافت خانوادگی خود را یاد آور می شود و با ارائه این خطبه گفتمان پیروزی و مقاومت را رقم می زنند.
این سخنان حضرت را میتوان پیام تلقی کرد، پیامی دینی، سیاسی و فرهنگی با محوریت پیروزی و مقاومت که به سوی همه گیرندگان حاضر ارسال میشود.
لذا در اینجا نقش مخاطب یا مخاطبان در جهت شکلگیری گفتار گوینده به وضوح مشخص است و این ارزیابی شخصیت مخاطب و فضای حاکم بر گفتمان حاضر، خود پیشاپیش موضوع گفتار را برای گوینده تحت تاثیر قرار میدهد.
3.2.حد و مرز و کمال درونی
دو ویژگی دیگری که باختین برای گفتار مشخص کرده وجود حد و مرز و کمال درونی یک گفته است. تمامی گفتارهایی که در طول خطبه حضرت رد و بدل شده است دارای حدود مشخص است. اولین راه شناخت آن تکمیل واژگان سخن و تکمیل معناست. جملات به صورت کامل مطرح شده و هر کلمه در جای خود قرار گرفته همچنان که معنا نیز همزمان با تکمیل جمله کامل شده است و هیچ نارسایی ندارد. توجه به این نکته ضروری است که حضرت بدون اینکه وارد استدلال طولانی با طرف مقابل شود با طرح پرسش از وی، او را محکوم میکند. این موضوع علاوه بر اینکه حاکی از طرز استدلال حضرت و زبردستی ایشان نسبت به طرف مقابل است، نشان دهنده استفاده حضرت از گفتار ساده و کوتاه و عدم استفاده از استدلالهای پیچیده و غیرعادی است که برای همه حضار محسوس و قابل درک باشد و در عین حال پیام مورد نظر توسط مخاطبین دریافت شود. لذا هر گفتار هر چند ساده و یا کوتاه چون که از حد و مرز درونی و تکامل برخودار باشد میتواند نقش خود را جریان یک مکالمه بازی و گوینده را به هدف مورد نظر در رساندن پیام موفق سازد.
باختین سه راه برای شناخت کمال درونی گفتار نام برده که در در مناظرات دیده میشوند. مناظرات هم از نظر شکل نوعی گفتار کامل بوده و هم به موضوع مورد نظر کامل پرداختهاند. از طرفی مقصود گوینده نیز از ایراد سخن به تحقق پیوسته و این مورد در گفتار رد و بدل شده به وضوح قابل دیدن است. لذا فرایند تولید گفتار هم از نظر زبانشناسی و هم معناداری و هم رسیدن به هدف که بیان مقصود گوینده است کاملا شکل گرفته است.
4.2.بینامتنیت
ویژگی مهم و بنیادی دیگری که باختین در منطق گفتگویی بسیار روی آن تاکید دارد روابط بینامتنی است که بین یک گفتار و گفتارهای قبل میتواند وجود داشته باشد. هر گفتار ناظر به گفتارهای از قبل تولید شده است و آوایی از آنها با خود دارد. این یک امر اجتنابناپذیر و دائمی در فرایند تولید یک گفته یا سخن است.
مراد باختین از گفتگویی بودن متن در درجه اول این است که خود متن با آثار پیش و پس از خود توان و امکان گفتگو داشته باشد، چون زمینه مکالمه مرزی ندارد. همچنین گفتگویی بودن آثار نشان میدهد که این آثار به صورت آنی و یا در خلأ و بیسابقه آفریده نمیشوند بلکه در تعامل و پیوند و ارتباطی وثیق با آثار پیشین خود خلق میشوند و بر آثار بعد از خود تاثیر میگذارند(لطیفپور و همکاران، 1396ش، ص102).
در این خطبه حضرت درگفتار خود از متون یا گفتارهای پیشین استفاده کرده و نقش آن در شکلگیری گفتار جدید مشخص است و از این امر در جهت تقویت آوای خود بهره جسته، در چندین مورد حضرت به استناد از آیه قرآن می پردازد به عنوان نمونه حضرت به آیه «ثُمَّ کَانَ عَاقِبَةَ الَّذِینَ أَسَاءُوا السُّوءَى أَنْ کَذَّبُوا بِآیَاتِ اللَّهِ وَکَانُوا بِهَا یَسْتَهْزِئُونَ» (روم: 10) (داوودی و رستم نژاد،1388ش، ص592) اشاره میکند و آفرینش سخن خود را با آوای کتاب مسلمان قرین ساخته و محور و معیار گفتار خود را نشان میدهد و از این طریق پیوند خود با قرآن را یادآوری کرده و در جهت تقویت استدلال و گفتمان خود از آن بهره میبرد در ضمن اینکه با استفاده از این آیات به تقابل با آوای رقیب زمان خویش و گفتمان آنان می پردازد.
لذا حضور متون و گفتههای موجود از قبل در ایراد و تولید گفتارهای جدید در مناظره غیرقابل انکار است. هر گفتار به ناچار ردپایی از گفتارهای ماقبل را چه آگاهانه و یا غیرآگاهانه با خود دارد که در شکلگیری گفتار موثرند.
5.2. حالت، آوا، آهنگ
توجه به مؤلفههای حالت، آوا و آهنگ چه در بحث زبانی و چه غیرزبانی و بافت تاثیر زیادی در بازسازی فضای تولید گفتار دارد. باختین کارکرد اجتماعی زبان و محتوا را همسنگ و برابر با جنبههای زیبایی شناسی و زبان اثر با اهمیت میداند (پاینده، 1392ش، ص 12) که باید به آن توجه کرد. اینکه حضرت قسمتی از سخن خود را به ایراد سوال پرداخته و یا از افعال پرسشی در شکلگیری زبانی گفتار استفاده کردند نشان از غلبه و برتری تفکر و گفتمان ایشان است.
از سوی دیگر علاوه بر مباحث زبانشناختی نوع کنش و حالتی که حضرت از مخاطب خود دریافت کردهاند فضای این برتری و غلبه را عیان میسازد. اینکه پایان بسیاری از سخنان حضرت با سکوت، تحیر یا تعجب و شگفتی یزید به جای گفتار همراه بود تداعی کننده فضای گفتگویی خطبه است که مخاطبان را به سوی حضرت جذب نموده و حضرت را در به چالش کشیدن طرف مقابل و آگاه ساختن مخاطبان موفق نشان میدهد. لذا توجه به حالات روانی و یا حتی جسمانی طرفین در گفتگو، به عیان ساختن فضای تولید سخن ضروری به نظر میرسد کما اینکه توجه به این حالات فهمی کاملتر از متن و گفتمان غلبه را به همراه خواهد داشت و نشان از عدم پشتوانه عقلی و استدلالی یزید دارد که در مقابل گفتمان حضرت عقبنشینی کرده است.
باختین گفتار را یا به سوی موضوع و یا به سوی شنونده میدانست. زمانی که امام با پرسش از یزید سخن خود را آغاز یا ادامه میدهند گفتارشان ناظر به موضوع سخن در حال گفتگو است. پرسش یکی از مهمترین ارکان برای تداوم یک گفتگو محسوب میشود (احمدی، 1378ش، ص 93)؛ اما آن هنگام که به بیان نسب و اعمال یزید میپردازند گفتارشان ناظر به شنونده است چرا که با توجه به شرایط طرف مقابل این نوع سخن گفتن و مضامین را برمیگزینند و این رابطه از آهنگ گفتار مشخص خواهد شد.
نتیجه
[1]- قابل ذکر است که معرفی این نظریه و مؤلفهها و شاخصهای گفتار در این قسمت برداشتی آزاد از فصل چهارم کتاب منطق گفتگویی میخائیل باختین نوشته تزوتان تودوروف است و فقط به نظریه گفتار از این کتاب پرداخته شده و وارد بقیه نظریات باختین نشده است .
[2] - برای اطلاع بیشتر درباره نظریه منطق گفتگویی باختین به مقاله کاربست نظریه منطق گفتگویی باختین بر مناظرات امام صادق از نگارنده مراجعه شود.
*قرآن کریم